تکمیلی (۱۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۱):
برای دومین شب پیاپی نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد با حضور در چاپحانهی اعتماد ملی خواستار تغییر صفحات شدند
سعی میکنم به زندگی عادی بازگردم: یادداشتام در شمارهی امروز روزنامهی فرهیختگان را دربارهی حکم کمیتهی انضباطی فدراسیون فوتبال برای تعلیق فعالیتهای ۱۴ باشگاه به خاطر عدم پرداخت بدهیهایشان، میتوانید در ادامهی همین پست بخوانید.
***
تصمیم کمیتهی انضباطی فدراسیون فوتبال ایران برای تعلیق فعالیتهای هشت باشگاه در لیگ برتر و شش باشگاه در لیگ یک، به خاطر عدم پرداخت بدهیهایشان قابل تحسین است. مجتبی شریفی، رییس کمیتهی انضباطی در نامهای به دبیر کل فدراسیون فوتبال از او خواسته تا با توجه به صدور آرای قطعی کمیتهی انضباطی، براساس مفاد ماده 70 و بند «د» ماده 32 آییننامه انضباطی از ثبت هر گونه قرارداد و یا فعالیت این باشگاهها جلوگیری شود. باشگاههای لیگ برتریای که باید طبق این حکم فعالیتشان تعلیق شود، پرسپولیس، استقلال تهران، پاس همدان، راه آهن، صبای قم، استقلال اهواز، پیکان و ابومسلم هستند.
این اقدام فدراسیون در حالی برای اولین بار در فوتبال ایران صورت میگیرد که بحث روز فوتبال جهان نیز هست. به خصوص در اروپا که بدهیهای برخی از باشگاههای بزرگ سر به فلک کشیده است. حالا یوفا و در راس آن میشل پلاتینی قصد دارد با تعریف مکانیزمی شفاف، به باشگاههایی که بدهیهایشان به خاطر ولخرجیهای بیحساب و کتاب بالا رفته، با حسابرسی از آنها و بررسی صورتهای مالیشان پروانه حضور در لیگ قهرمانان و لیگ اروپا را ندهد. الگوی یوفا، سازمان لیگ آلمان است که در اروپا بهترین سیستم را برای کنترل عملکرد مالی باشگاهها و دادن مجوز حضورشان در بوندسلیگا دارد.
اگر فدراسیون فوتبال ایران در اجرای این حکم و تعلیق فعالیتهای این باشگاهها مصمم باشد و کوتاه نیاید، میتوان امیدوار بود که فوتبال ایران یک گام بلند به سوی حرفهایگری بردارد. در صورتی که فدراسیون در آغاز هر فصل بر اساس حسابرسیهای انجام شده، با استناد به همین مواد آییننامه انضباطی قانون را اجرا کند، میتوان انتظار داشت که وضعیت مدیریتی و برنامهریزی در باشگاهها از این حالت بینظم فعلی خارج شود. از آن مهمتر اجرای این قانون، در جلوگیری از فساد مالی بسیار موثر خواهد بود. مدیری که بداند اگر صدها میلیون تومان هم بدهی بالا بیاورد اتفاقی برایش نمیافتد، منابع درآمدی و محلهای هزینههای خود را هم کنترل نمیکند.
اما سابقهی چنین اقداماتی در ورزش ایران نشان داده که این تصمیمات ضمانت اجرایی لازم را ندارند و هیچ وقت هم به نتیجهی مورد نظر نمیرسند و پس از مدتی به فراموشی سپرده میشوند. در همین مورد فعلی هم با توجه به اینکه اکثر این باشگاهها دولتیاند و فدراسیون فوتبال هم در ایران استقلال ندارد، دو حالت قابل پیشبینی است. یا اینکه فدراسیون زیر فشار دولت مجبور میشود از اجرای سفت و سخت این حکم بگذرد، یا اینکه سوراخهای بودجهی این باشگاهها با کمکهای مالی دولت پر خواهد شد.
علاوه بر آن باید به این موضوع اذعان داشت که اگر هم اجرای این احکام شرط لازم برای مدیریت اصولی در باشگاههاست، اما شرط کافی نیست. روشن است که ریشهی این ریخت و پاشهای بی حساب و کتاب، در دولتی بودن این باشگاه و تغییر مدوام و زود به زود مدیران آنهاست. عمر مدیریت در فوتبال ایران زیر دو سال است و در اغلب موارد مدیر جدید خود را مسئول بدهی مدیران قبلی نمیداند و زیر بارشان نمیرود. به این ترتیب بدهیهای دورههای مختلف روی هم انباشته میشود و وضعیت اسفباری را پیش میآورد که باشگاه پرسپولیس در حال حاضر به آن دچار شده است.
میخواند و مینوشت
من خواب نیستم!
خاموش اگر نشستم
مرداب نیستم
روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم
روشن شود که آتشم و آب نیستم
فریدون مشیری
* حامد نیکپی برای این شعر زیبا، آهنگی زیبا هم ساخته که هفتمین تِرک آلبوم «آسوده»ی اوست. این آلبوم در ایران مجوز انتشار ندارد ظاهراً، اما از اینجا میتوان کل این آلبوم را که یک کار خوبِ تلفیقی موسیقی سنتی ایرانی و فلامنکو است، دانلود کرد.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریِ مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت میكنيم، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
این در حالیست که عادل فردوسیپور که بر خلافِ خیابانی هیچ گاه به طور علنی از نامزدِ خاصی حمایت نکرد، پس از بازیِ یک ماه پیش پرسپولیس و بنیادکار ازبکستان در لیگ قهرمانان آسیا، هنوز هیچ مسابقهای را در تلویزیون گزارش نکرده است. گفته میشود غیبت او فعلاً خودخواسته است. که البته بعید میدانم غیبت او هم خیلی طولانی بشود.
ادامهی مطلب
تمام شد. با تساوی بدون گل عربستان سعودی و کره شمالی در ریاض همه چیز تمام شد. آنچه نباید اتفاق میافتاد، افتاد. تیم ملی ایران حذف شد و حتی از راهیابی به مسیر ناهموار پلیآف تا جام جهانی ۲۰۱۰ هم بازماند. حالا باید به نظاره بنشینیم که جهان با کره شمالی در جام جهانی فوتبال چگونه میخواهد کنار بیاید. بنشینیم و افسوس بخوریم که ضربهای که پارک جی سونگ چند دقیقه مانده به پایان بازی امروز در سئول وارد دروازهی ایران کرد، اگر به ثمر نمیرسید ما آنجا میبودیم در جنوب آفریقا. افسوس میخوریم که با این تساوی در ریاض، همین امشب بلیت ژوهانسبورگ رزرو میشد. به یاد میآوردیم که شاید نه گل پارک، که سوءمدیریت خیلی زودتر سرنوشت تیم ملی را رقم زده بود. اما با وجود این ناکامی تحقیرآمیز، در آن روزها به نیکی یاد خواهیم کرد از بزرگی بازیکنانی که تاریخ، شجاعتشان را به یاد خواهد سپرد.
مرتبط:
نرفتيم چون نبايد میرفتيم ـ از پشت یک سوم
بازیکنان جاودانه ـ عماد عطایی
الان که دارم اینها را مینویسم حسام چیزی است بین دلهره و ترس، نومیدی و یاس، خشم و اندوه. انگار از تو خالی شدهام.
اختلاف فاحش بین موسوی و احمدینژاد از کجاست؟ آن 10 میلیون تعرفهی اضافی که چاپ شده بود چه شد؟ بر سر آرای باطله چه آمد؟ آرای کروبی کجا رفت؟ ممکن است تنها 0.9 درصد کل آرای را داشته باشد؟ چگونه باید باور کرد؟ چرا مثل همیشه آرا را از اول منطقه به منطقه اعلام نکردند؟ چگونه میشود از همان اول که نتایج آرا را پس از شمارش 5 میلیون رای تا حالا شیب منحنی آرای کاندیداها ثابت مانده؟ (نمودارش را اینجا میتوانید ببینید) ایرنا و فارس چگونه این قدر زود نتایج را پیشگویی کردند؟ همهی این تفاوتها نسبت به دورههای پیش از کجا ناشی میشود؟
نه، باورش سخت است. روزنهی امیدی مانده؟ آقای موسوی؟ آقای کروبی؟ آقای خاتمی؟ آقای هاشمی؟ هستید هنوز؟
تکمیلی:
اولين بيانيهی ميرحسين بعد از تقلب گسترده: تسليم اين صحنهآرايی خطرناک نخواهم شد
مرتبط:
مسجدِ مهمانکش یا دولتِ ملتکش؟ ـ داریوش محمدپور
تکمیلی:
۱ـ نتایج بعدی که اعلام شده رشد اندک آرای میرحسین موسوی را نشان میدهد. ۱۵۲۵۱۷۸۱ رای شمارش شده، ۶۷.۷ احمدینژاد و ۳۰.۳۴ درصد میرحسین موسوی. هنوز اما شهرهای بزرگ هنوز مانده. باید منتظر ماند...
۲ـ ستاد انتخابات وزارت کشور نتایج بعدی را هم اعلام کرد. شیب رشد آرای موسوی و نزول آرای احمدینژاد همچنان بسیار کند است. ۲۱۱۷۰۲۶۳ آرا شمارش شده (۶۱ درصد کل صندوقها): احمدینژاد ۶۶.۱۸ درصد و موسوی ۳۱.۰۶ درصد. وزارت کشور همچنان اعلام نمیکند که این ۶۱ درصد آرا مربوط به کدام مناطق است. از آماری که فارس منتشر میکند پیداست که همچنان مربوط به شهرهای کوچک و روستاهاست. اگر شیب به همین صورت باشد، بعید است کار به مرحلهی دوم بکشد...
