تو آن سان بهارانه از راه میرسی
که راهها میشتابند و از قدومت گل میطلبند
بر فراز درخت پر رازی که تو خود هستی
عشق از بالها آشیانها به پا میکند
تو تمامی چشمانداز هستی
استخر آرام خورشید
و آبی آسمان در چشمان یگانه توست
(شاعر گمنام)
تو آن سان بهارانه از راه میرسی
که راهها میشتابند و از قدومت گل میطلبند
بر فراز درخت پر رازی که تو خود هستی
عشق از بالها آشیانها به پا میکند
تو تمامی چشمانداز هستی
استخر آرام خورشید
و آبی آسمان در چشمان یگانه توست
(شاعر گمنام)
«دليل اصلی اين انصراف نامزدی آقای موسوی نيست، بلكه همان دليلی است كه به واسطهی آن آقای خاتمی ماههای متمادی درباره آن فكر و موضوع را سبک سنگين كردند و اين علت در دو هفته اخير بيش از گذشته نمود يافته بود، دليلی كه بارها جناب آقای خاتمی از آن به هزينهبر بودن اين حضور ياد كردند؛ هزينهای كه براي جامعه به مراتب از ادامه دولت فعلی در دور بعدی هم میتوانست بيشتر باشد. بنابراين اگر از انصراف را از حیث حضور آقای موسوي به مساله نگاه كنيم، شايد اين تصميم اشتباه بود اما اين تصميم از زاويه دوم، آقای خاتمی و مجموعه اصلاحطلبان را از مواجه شدن با اشتباهی بدتر در آينده نجات داد و تصميم عقلانی يعنی همين.
تصميم شجاعانه و عقلانی يک سياستمدار آن نيست كه ميان دو گزينهی خوب و بد، گزينه خوب را برگزيند، چنين حالتی در عالم سياست كمتر رخ میدهد. تصميم عاقلانه و شجاعانه وقتی است كه فرد ميان دو گزينهی بد و بدتر، گزينهی بد را برمیگزيند و ميان منافع كم و كوتاهمدت و ضرر زياد و بلندمدت، از ضرر بلندمدت پرهيز میكند. ميان فشار احساسی و روایی براي انجام عمل با محاسبه و منطق و عقلانيت، دومی را برگزيند.»
مرتبط:
دلایل انصراف خاتمی از زبان خودش: «احساس میکردم در مقابلم سدها و موانع وجود دارد!»
من به شخصه دوست دارم، همه تیمهای ایرانی موفق باشند. اما متاسفانه اکثر طرفداران استقلال و پرسپولیس در ایران ـ حتی آنهایی که جزو طبقات بالاتر جامعهاند ـ این گونه فکر نمیکنند و دوست ندارند آن یکی برنده باشد. از استقلالیها که بپرسی از ته دل میگویند که دوست دارند پرسپولیس به الشارجه و هر تیم دیگری ببازد، و اغلب پرسپولیسیها هم برای استقلالِ امیر قلعهنویی آرزوی ناکامی میکنند. راستاش من این طرز فکر را درک نمیکنم. من حتی وقتی استقلال قلعهنویی هم در آسیا به میدان میرود، چه در برابر تیمهای عربی و چه شرق دور، واقعاً دوست دارم که پیروز شود چون آنجا دیگر در وهلهی اول نمایندهی کشورم است و نه "دشمن آبی"! از دشمنی رئال مادرید و بارسلونا که به خاطر شرایط استثنایی تاریخیـسیاسیاش بگذریم، در اروپا هم رفتار هواداران همین گونه است. در آلمان هر چقدر هم بایرن مونیخ در شهرهای دیگر منفور باشد، اما وقتی در لیگ قهرمانان اروپا به میدان میرود اکثراً موفقیتاش را آرزو میکنند.
استدلال این دوستان را نمیفهمم. برخی که بیدلیل فقط همان حس تنفری که نسبت به رنگِ مخالف در رقابتهای داخلی دارند را به رقابتهای آسیایی نیز میکشانند. اما عدهای از دوستان پرسپولیسی، به خاطر شخص امیر قلعهنویی و طرز رفتار و شخصیتاش و متُدهای غیراخلاقیای که در مربیگری دارد، دوست ندارند که با استقلال موفق باشد. آنها معتقدند که قلعهنویی اگر موفق شود، این موفقیت بیش از آنکه موفقیت یک نمایندهی فوتبال ایران باشد، به عنوان موفقیت او تمام میشود و او را دوباره برای هدایت تیم ملی مطرح میکند، و این در نهایت به ضرر فوتبال ایران و مانعی در برابر مدرنیزه کردن آن خواهد بود. هر چقدر هم این استدلال را در مورد امیر قلعهنویی قبول داشته باشم و دوست نداشته باشم که بیاید و دوباره خودش را برای تیم ملی مطرح کند، برایم قابل توجیه نیست که چرا باید آرزوی ناکامی یک تیم از کشورم را در برابر تیمهای خارجی داشته باشم. این طرز فکر به اعتقاد من اصلاً نشانهی خوبی نیست...
پینوشت: دو ماه پیش در مورد فرمت جدید لیگ قهرمانان آسیا و تغییراتی که برای مدرن کردن آن داده شده، یک صفحه در اعتماد ملی درآورده بودیم. پیدیاف صفحه را میتوانید اینجا ببینید.
خلاصه مقاومت در برابر تغییرات ضروری، مثل همیشه بیهوده بود و تسلیم شدم و همان طور که خیلی از دوستان (+ و +) هم توضیح دادهاند، رفتم سراغ این بلاگچرخانهای جدید که با استفاده از گوگلریدر ساخته میشوند. باور کنید راحتتر از آن است که فکرش را میکنید. حتی یک آدم ناشی مثل من در زمینهی کامپیوتر هم میتواند به راحتی یک بلاگچرخانِ گوگلی مدرنِ فارسی که مزایای بسیاری نسبت به بلاگرولینگ دارد بسازد.
شدیداً توصیه میکنم کسانی که هنوز از نعمت این بلاگچرخانِ فوقالعاده بیبهرهاند، آن را بسازند تا مطالب تازهی وبلاگهایی که دوست دارند را از دست ندهند و وبلاگستان فارسی رونق بیشتری پیدا کند. اول از همه اینجا را بخوانید و بعد هم توضیحات پاسپارتو را که زحمات زیادی کشیده برای رفع اشکالات کد رادیو زمانه و کمنقص کردن این بلاگچرخان. با آرزوی موفقیت!
دیدم به جز «همشهری» و «ایران» که خب داستانشان فرق میکند، روزنامهی اعتماد هم درآمده، در 12 صفحه و با همان ضمیمهی همیشگیاش. راستاش کمی ذوقزده شدم که دیدم روزنامهی مستقلی مثل «اعتماد» که با قیمت 500 تومان درآمدش هم بیشتر متکی به تکفروشیست، در یک روز «بینالتعطیل» منتشر شده.
پس تمام استدلالهایی که برای درنیاوردن روزنامه در چنین روزهایی مطرح میکنند، مثلاً اینکه فروش پایین میآید و از آگهی هم خبری نیست و انتشار روزنامه زیانآور میشود، خیلی هم قابل توجیه نیست و میتوان روزنامه را درآورد. حتی اگر کمی زیان هم بدهد، به نظر من این اتفاق باید بیافتد. مطبوعات اگر منظم حتی در چنین زمانهایی منتشر شوند، خوانندگان هم کمکم عادت میکنند و در همین روزها هم روزنامه میخرند.
حالا یک اتفاق خوب دیگر هم در شمارهی 12 صفحهای امروز اعتماد، انتشار دو صفحهی محیط زیست و علم است که به اعتقاد من جایشان در مطبوعات ایران خیلی خالیست. ستون خواندنی «نگاهی به گذشته در امروز» آقای نوشیروان کیهانیزاده که هر روز در صفحهی هفت کار میشود، امروز به خاطر اینکه صفحه به محیط زیست اختصاص یافته، دربارهی گرمایش زمین است، و خیلی ساده و جامع توضیح داده شده که اصلاً این پدیدهی خطرناک چرا تهدید بزرگی برای کرهی زمین است و علتهایش چیست.
۲ـ دو خبر خوب دیگر رسانهای را هم همین جا بگویم. یکی اینکه گوش شیطان کر، خوشبختانه ظاهراً فیلتر سایت یاری نیوز برداشته شده و خبر خیلی خوب دیگر هم اینکه سایت بالاترین پس از اینکه مورد حمله قرار گرفت و هک شد، دوباره راه افتاده است. دست مدیرانش درد نکند، روزهای سختی را گذراندهاند.
مرتبط:
بالاترین واقعاً برگشت ـ ابراهیم نبوی
2- اگر تحت تاثیر تحلیلهایی قرار گرفتهاید که عباس عبدی و محمد قوچانی و گروهش در شهروند امروز و حالا در اعتماد ملی در حمایت از کروبی میکنند، پیشنهاد میکنم این مطلب بهمن دارالشفایی را حتماً بخوانید. او به درستی اساساً کروبی را اصلاحطلب نمیداند: «من ـو خیلی از ماـ ایدههایی داریم و فکر میکنیم اگر مملکت جور دیگری اداره شود و قوانین جور دیگری باشند و روابط قدرت به شکل دیگری، ایران جای بهتری برای زندگی خواهد بود. من ـو خیلی از ماـ در سال ۷۶ خاتمی را نماینده این طرز فکر دیدیم...من اساساً کروبی را در این اردوگاه نمیدانم.»
3- محمدرضا یزدانپناه هم معتقد است که کاندید شدن کروبی تاثیری روی آرای خاتمی نخواهد گذاشت چرا که همان طور که در انتخابات قبلی هم دیدیم سبد آرای او بیشتر با احمدینژاد مشترک است: «این خود به تنهایی مسئلهای است که نه تنها حضور همزمان خاتمی و کروبی در انتخابات را بلااشکال میسازد که حتی آن را به امری با «نتیجه مثبت» تبدیل میکند. ضمن آنکه تحقق این مسئله میتواند یک وزنکشی تمام عیار در جریان اصلاحطلب باشد و با توجه به مشخص بودن نتایج آن از هماکنون، یکبار برای همیشه به برخی ادعاهای بیپایان، پایان دهد.»