تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
هیچ وقت به اندازه‌ی امروز صبح وقتی رادیو تصنیف «صبح آمده است برخیز...» را پخش کرد، حس بدی نداشتم. یعنی پیش از این اصلاً حس بدی نداشتم. اما وقتی امروز از رادیوی صداوسیما می‌خواند «صبح آمده ست برخیز/بانگ خروس گوید/وین خواب و خستگی را/در شط شب رها کن»، این ابیات چقدر برایم رقت‌انگیز بودند.

الان که دارم این‌ها را می‌نویسم حس‌ام چیزی است بین دلهره و ترس، نومیدی و یاس، خشم و اندوه. انگار از تو خالی شده‌ام.

اختلاف فاحش بین‌ موسوی و احمدی‌نژاد از کجاست؟ آن 10 میلیون تعرفه‌ی اضافی که چاپ شده بود چه شد؟ بر سر آرای باطله چه آمد؟ آرای کروبی کجا رفت؟ ممکن است تنها 0.9 درصد کل آرای را داشته باشد؟ چگونه باید باور کرد؟ چرا مثل همیشه آرا را از اول منطقه به منطقه اعلام نکردند؟ چگونه می‌شود از همان اول که نتایج آرا را پس از شمارش 5 میلیون رای تا حالا شیب منحنی آرای کاندیداها ثابت مانده؟ (نمودارش را اینجا می‌توانید ببینید) ایرنا و فارس چگونه این قدر زود نتایج را پیش‌گویی کردند؟ همه‌ی این تفاوت‌ها نسبت به دوره‌های پیش از کجا ناشی می‌شود؟

نه، باورش سخت است. روزنه‌ی امیدی مانده؟ آقای موسوی؟ آقای کروبی؟ آقای خاتمی؟ آقای هاشمی؟ هستید هنوز؟

تکمیلی:
اولين بيانيه‌ی ميرحسين بعد از تقلب گسترده: تسليم اين صحنه‌آرايی خطرناک نخواهم شد

مرتبط:
مسجدِ مهمان‌کش یا دولتِ ملت‌کش؟ ـ داریوش محمدپور

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 10:15  توسط امیر علیزاده|